نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
18
كاشف الأسرار ( فارسى )
حال اين ضعيف با خود اين مىگويدى كه اينك قوّت محمّدى ! « 1 » كه ما وقتى مىشنيديم كه اللّه - تعالى و تقدّس - وى را بچهل نبى قوّت كرامت فرموده است ، اگر نه اين قوّت باشدى ، « 2 » چنين بيلى را كار چگونه تواند فرمود ؟ اين ضعيف درين انديشه تفكّر مىكرد ، كه « 3 » مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - آن بيل را بدست امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب داد - رضى اللّه عنه - و آن بيل در دست وى نيز سبك مىنمود ، و برآن ترتيب كه مصطفى « 5 » اين بيل را كار مىفرمودى ، وى نيز همچنان بىرنج و الم آن را كار مىفرمود . باز اين ضعيف « 6 » تعجّب مىكرد از شجاعت وى ، و با خود مىگفت : آنچه مىشنيديم كه علىّ اسد اللّه است و « 7 » شجاع لشكر بارگاه نبوّتست و در خيبر را از جاى بركنده است ؛ و اگر نه چنين باشد ، چنين « 8 » بيلى را كار كجا تواندى فرمود ؟ هنوز درين انديشه بودم ، كه مصطفى - صلوات اللّه و سلامه « 9 » عليه - بامير المؤمنين علىّ - رضى اللّه عنه - خطاب كرد كه يا علىّ ، اين بيل را بدست اين « 10 » عبد الرحمن ده ! پس امير المؤمنين علىّ - رضى اللّه عنه - دست اين ضعيف بگرفت « 11 » و آن بيل را در دست اين ضعيف نهاد ، و عجب بيلى بدان بزرگى در دست اين ضعيف سبكى نمود ؛ و اين « 12 »
--> ( 1 ) - اين مىگويدى . . . محمدى كه L : تعجب مىكرد و مىگفت N - - ( 2 ) - اللّه تعالى . . . فرموده است L : حق سبحانه و تعالى مصطفى را صلى اللّه عليه و سلم قوت چهل نبى كرامت فرموده N - - اين L : آن N - - باشدى L : بودى N - - ( 3 ) - بيلى N : بيل L - - كار . . . فرمود L : چگونه كار فرمودن توانستى N - - تفكر مىكرد L : بود N - - ( 5 ) - داد . . . عنه و L : كرم اللّه وجهه داد N - - ( 6 ) - اين بيل را L : صلى اللّه عليه و سلم N - - مىفرمودى L : مىفرمود N - - وى L : او N - - ( 7 ) - آنچه L : ما N - - كه L : + امير المؤمنين N - - ( 8 ) - نبوتست L : نبوت N - - و در خيبر . . . است L : - N - - باشد L : بودى N - - ( 9 ) - كار كجا تواندى L : كجا كار توانستى N - - هنوز L : - N - - انديشه L : تعجب N - - ( 10 ) - رضى اللّه عنه L : كرم اللّه وجهه N - - خطاب كرد L : اشارت فرمود N - - بدست اين L : بدست - N - - ( 11 ) - پس L : - N - - دست . . . بگرفت و L : - N - - ( 12 ) - نهاد و N : نهاد - L - - سبكى L : سبك N